سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

418

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

داشت اين دو شعر را مىخواند ، آنها را در كتاب « تبصرة المبتدى » نقل كرده است : أهوى عليّا و ايمانى محبّته * كم مشرك دمه من سيفه و كفا ان كنت ويحك لم تسمع فضائله * فاسمع مناقبه من ( هل أتى ) و كفى « 1 » ( 1 ) نوحه‌سرايى فاطمه بر رسول خدا و فصاحت وى سدى از مشايخ خود نقل كرده ، مىگويد : چون رسول خدا ( ص ) از دنيا رفت فاطمه بر او ندبه مىكرد و مىگفت : أبى وا أبتاه - أجاب ربّا دعاه - جنة الفردوس مأواه - من ربه ما أدناه - إلى جبريل نعاه ! « 2 » چون پيامبر ( ص ) به هنگام وفاتش مىگفت : « وا كرباه ! » او مىگفت : « وا كرب أبتاه ! » پيامبر ( ص ) به وى فرمود : « از امروز به بعد براى پدرت اندوهى نيست ! » وقتى كه پيكر پيامبر ( ص ) را به خاك سپردند ، فاطمه فرمود : « اى أنس ! چگونه دلتان يارى كرد كه روى بدن رسول خدا ( ص ) خاك بريزيد ! » . ( 2 ) شعبى مىگويد : وقتى كه فاطمه ( ع ) را از ميراثش بازداشتند ، مقنعه‌اش را بر سر پيچيد و حمد و ثناى خدا و اوصاف رسول خدا ( ص ) را گفت و از جمله چنين فرمود : « چنان بود كه هرگاه درنده‌اى از مشركان دهان باز مىكرد و يا يكى از سران شياطين پرچم فساد مىافراشت ، ( على ( ع ) سر و مغز او را پايمال كرده و آتش فتنه‌اش را با آب شمشير ، خاموش مىساخت و با ارادهء آهنين خود شاخ آنها را مىشكست تا اين كه خداوند براى پيامبر سراى انبيا و قرارگاه برگزيدگان و دوستانش را برگزيد ، دنيا به سوى شما سر برآورد و ديد كه شما نيز آن را اجابت كرديد و به فريب آن فريفته شديد ، اين گونه شد در حالى كه از عهد پيامبر ( غدير خم ) فاصله نشده و زمان زيادى نيست و زخم دل ما هنوز بهبود نيافته ، پس به كجا

--> ( 1 ) من دوستدار على هستم و دوستى او ايمان من است ، چه بسيار مشركانى كه خونشان به شمشير او ريخته شد و او تنها از پس ايشان درآمد ! واى بر تو ! اگر فضايل او را تا كنون نشنيده‌اى ، هم اكنون اوصاف او را از « هل أتى » بشنو كه تو را كافى است ! ( 2 ) پدرم ! واى پدرم ، دعوت پروردگارش را لبيك گفت ، باغ فردوس جايگاه او ! چقدر به پروردگارش نزديك است ! به جبرئيل رحلت او را اعلام كرد !